عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 14
عوارف المعارف ( فارسى )
خليفه النّاصر لدين اللّه ( خلافت 575 - 622 ه ) نسبت به شيخ فوقالعاده ارادت داشت ، و غالبا او را به رسالت از جانب خويش نزد ملوك اطراف مىفرستاد ، و ملوك مقدم شيخ را گرامى مىداشتند 51 ، چنان كه يك بار حامل منشور سلطنت و نيابت حكومت ممالك روم از جانب خليفه بر علاء الدّين كيقباد سلجوقى ( در سال 618 ه ) بوده است 52 . ابن خلكان ( 608 - 681 ه ) ، به رسالت شيخ از طرف ديوان عزيز به اربل اشاره كرده و مىنويسد كه « شيخ آنجا مجلس وعظ داير كرد . امّا من به علّت صغر سنّ نتوانستم از مجلس او بهرهمند گردم 53 . » ابن النجّار مىگويد : « از اكناف جهان به حضور شيخ مىرسيدند و بركات انفاس وى به گروه كثيرى از گناهكاران ظاهر مىشد ، همه توبه مىكردند ، چنان كه به بركت دم گرم و روحانى او ، مردم زيادى راه خدا برگزيدند 54 . » دكتر محمّد غلاب ، استاد « الازهر » ، ضمن بحث از آراء سهروردى ، مىنويسد : كان السّهروردى من طراز ابى حامد الغزّالى فى حملته على الفلسفة الأغريقيّة و مناصرة الشّريعة الإسلامية عليها 55 . سهروردى شيخ الشّيوخ بغداد بود و تعدادى از رباطها و خانقاههاى متعلّق به صوفيه را در آنجا اداره و سرپرستى مىكرد . خليفه رباطى مخصوص براى او ساخت ، و شيخ روزهاى معيّنى از هفته را به مجلس و وعظ مىپرداخت . مال فراوانى به دست آورد ولى همه را در راه خدا انفاق كرد تا به حدّى كه هنگام مرگ مئونت دفن و كفن نداشت 56 . در بغداد ، به استقبال مولانا بهاء الدّين ولد آمد و وى را به خانقاه خود دعوت كرد 57 . شيخ در اواخر عمر بيمار و زمينگير شد . او را به همراه كتابهايش به دوش مىكشيدند و به مسجد جامع بغداد مىبردند 58 . سرانجام در غرّهء محرّم سال 623 ، هجرى درگذشت و در « ورديهء » بغداد مدفون شد . مزارش زيارتگاه صوفيان و ملجأ صاحبدلان است . طريقهء سهروردى وى با تأليفات گرانقدر خويش و روش علمى در تصوّف و تربيت شاگردان ارزنده ، طريقهاى بنيان نهاد كه بسرعت در بيشتر قلمرو اسلامى نفوذ كرد و رايج گرديد و پيروان فراوانى يافت . بهاء الدّين زكرياى مولتانى 59 كه از تربيتيافتگان عاليقدر اين طريقت است ، علاوه بر پرورش شاگردان نامدارى چون فخر الدّين عراقى و امير حسينى هروى ( متوفّى 718 ه ) به اشاعهء طريقهء سهرورديه در هند همت گماشت ، و پس از او پسرش صدر الدّين ، وظيفهء پدر را بر عهده گرفت . پيروان اين مكتب در هند ، علاوه بر رياست امور مذهبى ، مدتها رهبرى امراى سلسلههاى « تركى » و « پاتان » و « سيد » را عهدهدار بودند . در دو ايالت بنگاله و بهار ، اسناد قديم و سنگنبشتههاى مقابر نشانهء زندهء رنج و زحمتى است كه پيروان و سران اين طريقت براى نشر عقايد خود و كسب موفقيّت تحمّل كردهاند 60 . در ايران و تركيه و ديگر قلمرو اسلامى طرايق زيادى از طريقت سهرورديه منشعب شده است . پسر سهروردى ، محمّد بن عمر السّهروردى ، مؤلّف كتاب زاد المسافر و ادب الحاضر ، در نشر و ادامهء اين